X
تبلیغات
آواز ماه - نیکی نصیریان (عکس+مصاحبه)



























آواز ماه


نه عکس از نیکی را در سنین مختلف ببینید :  (بزرگ کنید)

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

سه ماهگی

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

۷ ماهگی

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

۹ ماهگی

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

۱۰ ماهگی

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

1 سالگی - ترکیه

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

2 سالگی

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

3 سالگی - گوآ - هند

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

4 سالگی - مهد کودک

 

عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com

5/4 سالگی - خانه ی بازی

 

 


مجتبی نجفی : اولی که ما را می بیند و می خواهیم از او عکس بگیریم از ما می پرسد: «شما مال کدوم مجله هستید؟» و ما هم در جواب می گوییم که ما مال سایت سینما روز هستیم و او هم می پرسد: سایت یعنی همون اینترنل؟

الهام طهماسب، مادر نیکی، که لیسانس مترجمی زبان و موسیقی دارد، به طور خصوصی پیانو تدریس می کند. او می گوید: «از تیر ماه که فیلبرداری نیکی شروع شد، به شدت در تدریسم افت کرده ام و همه بهم می گفتند که لاغر شده ای» ! نیکی که در حال حاضر بازی در تله فیلم "لانه" را در کنار اکبر عبدی، ارژنگ امیرفضلی و به کارگردانی آقای شکور زاده به پایان رسانده است، بزودی در فیلم سینمایی خانم آدینه به نام "پری دریایی" جلوی دوربین می رود. البته خانم طهماسب می گویند که هنوز قراردادی با گروه نبسته ایم. گویا نیکی بعد از "بزنگاه" چهار پیشنهاد بازی داشته است. پیشنهاد یک فیلم کوتاه که خانم طهماسب آن را رد کرده اند، پیشنهاد تله فیلم "لانه" که نیکی بازی در آن را به پایان برده است، پیشنهاد "پری دریایی" که تا چند وقت دیگر کلید می خورد و پیشنهاد یک فیلم سینمایی دیگر که خانم طهماسب در حال بررسی آن هستند و هنوز جوابی نداده اند.

نیکی نصیریان به همراه بعضی از عوامل "بزنگاه" مانند آقای عطاران و خانم پرور، 9 روز مهمان مردم کردستان (سنندج) بوده اند که نیکی در آنجا هرشب و یک روز صبح برنامه داشته است و انگار آنجا خیلی به او خوش گذشته است. نیکی امسال به پیش دبستانی رفته است و می گوید: بعضی ها در آنجا بهم می گویند درسا !

 

مصاحبه خواندنی وی با مجتبی نجفی :

 

نیکی جان تو متولد چه روزی و چه ماهی و چه سالی هستی؟ می دونی؟

بله. ماه مرداد و خرداد ! مامانش می گوید: نه فقط مرداد.

 

چندم مرداد؟

نهم. به مامانش نگاهی می کند و با کمک او می گوید نه بیستم مرداد !

 

 متولد چه سالی؟ الان چند سالته؟

دوباره به مامانش نگاهی می کند و با کمک او می گوید 82. الان پنج سالمه.

 

 

الان که "بزنگاه" تموم شده تو دلت برای اون روزها تنگ شده؟

بله.

 

دلت برای کی خیلی تنگ شده؟

 خانم نظری دستیار آقای عطاران؛ دیگه آقای عطاران؛ دیگه همشون.

 

از اون وقت تا حالا به هیچ کدوم زنگ زدی یا رفتی خونشون؟

خونه خانم نظری می خوام برم. به آقای عطاران هم زنگ زدم.

 

آخرین شب فیلمبرداری چرا گریه می کردی؟ چرا به حرف آقای عطاران گوش نمی دادی و سرتو برنمی گردوندی؟

برای اینکه مامانم دوتا لباس آستین بلند تن من کرده بود بعد می خواست جاکت تنم کنه.

تنت کرد؟

نه.

 

پس چرا گریه می کردی؟!

مامانش می گوید: گریه کرد که نپوشه دیگه.

 

خب وقتی نپوشیدی چرا باز گریه می کردی؟

باز هم مامانش جواب می دهد و می گوید: معمولا گریهاش طولانی اند !

 

نیکی جون بهترین خاطرت از "بزنگاه" چیه؟

نمی دونم ! مامانش بهش می گوید: همونی که به همه ی مجله ها گفتی بگو. نیکی کمی فکر می کند و بعد و با هیجان می گوید: آهان روز تولدم بود؛ آقای عطاران برام "بیبی بورن"(Baby Born)، از اینا که حموم می کنه، خردیدند. همه شون کادو خریدند برام. خانم نظری هم باربی خرید برام.

 

تو الان مهد کودک می ری؟

بله؛ پیش آمادگی.

 

اون وقت دوستات تو رو می شناسن؟ بهت چی می گن؟

می گن: نیکی، نیکی، درسا اومد ! با تندی ادامه می دهد: بعضی ها می گویند درسا !

 

وقتی مردم تو رو در خیابون می بینند، چه میگن؟ چی کار می کنن؟

بعضی هاشون طرفدارامن دیگه ! (مامانش می خندد) بعضی هاشون امضا می گیرن.

 

پس حسابی سوپر استار شدی دیگه؟

با تعجب می پرسد: سوپر استار؟! (می خوام سوپر استار رو براش تعریف کنم که مامانش می گه: خودش می دونه)

 

الان داری چه فیلمی بازی می کنی؟

فیلم "لانه" رو بازی کردم.

 

الان بازیت تموم شده؟

مامان نیکی: بله، تله فیلم "لانه" با آقای اکبر عبدی و... نیکی ادامه می دهد: ارژنگ امیر فضلی و نصرالله رادش.

 

کارگردان فیلم کی بود؟

آقای شهروز شکور زاده.

 

"پری دریایی" رو هم می خوای بازی کنی با خانم آدینه؟

بله.

 

دوست داری بزرگ شدی چه کاره شی؟

دکتر و آرایشگر. دکتر دندون می خوام بشم. دندون پزشک و مو و...

 

بازیگر نمی خوای بشی؟!

چرا.

 

دوست داری مثل امیر محمد بری کنار عمو پورنگ مجری شی؟

خمیازه ای می کشد؛ بله. مامانش توضیح می دهد که روز عید فطر به برنامه عمو پورنگ رفته است و اون روز کلا خیلی سرشون شلوغ بوده است و هی از اینجا به آنجا می رفته اند.

 

در خانواده پدری و مادریت بیشتر با کی بازی می کنی؟

با برادرم. با برادرم فوتبال بازی می کنم. مادرش توضیح می دهد که دختر خاله ها، پسر خاله ها و... نیکی بزرگ هستند و با برادر سیزده ساله اش، نیما، بازی می کند. نیکی در ادامه می گوید: آهان با مامان بزرگم هم بازی می کنم ! می گم بیاد باهام "لگو بازی" کنه.

 

فوتبال نگاه هم می کنی؟

نه.

 

کجا بری خیلی بهت خوش می گذره؟

شهربازی.

 

مثل سرزمین عجایب؟

سرزمین عجایب رفتم. قلعه سحرآمیز هم یکبار رفتم. مامان نیکی: کلا جایی که با بازی سر کار داره خیلی بهش خوش می گذره. یک دفع اینقدر بازیگوشی کرد که آخری دیگه خبرنگار دستاشو گرفته بود و با هم چرخ و فلک بازی می کردند !

 

خب نیکی جون چقدر تلویزیون نگاه می کنی؟ سینما چقدر می ری؟

مامان نیکی: کلا خیلی فیلم دوست داره. نیکی: من بگم؟ به برادرم می گم "شام عروسی" رو برام بذاره، الان داشتم "زن های فرشته" (منظور نیکی "زن ها فرشته اند" است) رو نگاه می کردم.

 

تلویزیون چی نگاه می کنی؟

برنامه کودک.

 

سریال نگاه نمی کنی؟

چرا. سریال خودمونو (بزنگاه) ! مامانش می گوید: اون که تموم شد ! مرگ تدریجی... نیکی به مامانش می گوید: آهان همونی که تو دوست داری؟!

 

سینما می ری؟

مامان نیکی: کمتر می برمش حقیقتش. نیکی: یکبار هم تئاتر رفتم. اسمش بود "امیر ارسلان در کافی شاپ". بگم چه بازی هایی می کنم؟

بگو.

خمیر بازی، لگو بازی، فوتبال، نقاشی، باربی بازی، مامان بازی، ماشین بازی. مامان نیکی: کلا تو خونه خیلی بازی می کنه؛ یعنی کاری به کار من نداشته باشه؛ خیلی آزار و اذیت برای من نداره. نیکی دوباره چیزی یادش می یاد: آهان، بعضی موقع ها که برادرم لپتابشو به من می ده می رفتم با اون نقاشی می کردم.

 

بازی کامپیوتری می کنی؟ مثل پلی استیشن؟

برادرم پلی استیشن نداره، پی اس پی داره. امروز صبحش می خواستم برم مهد کودک، اون به من نمی ده پی اس پی شو دیگه، می رم یواشکی بر می دارم ! دزدم خب دیگه ! من بگم کجاها رفتم؟

بگو.

ترکیه، (با مکث) دبی، هند. (چند ثانیه بعد) کردستان هم رفتم !

 

بهترین کارتون:

تام و جری. من پلنگ صورتی رو من دوست ندارم !

 

بهترین پارک:

همین جا.(پارک پایداری) آهان همون رو به رو بغل مهد کودک من، مدرسه ی برادرم هم هست. (این رو نیکی یک دفعه یادش اومد و ربطی به موضوع نداشت)

 

بهترین رنگ:

سرخ-آبی، قرمز، صورتی.

 

بهترین حیوان:

میمون، گربه، سگ.

 

بهترین غذا:

ماکارونی و استانبولی و سیب زمینی سرخ کرده.

 

بهترین خوردنی؟

آهان، پفک، آدامس، پفیلا.

 

عکس: سید علی حسینی راویز

 

دو امضای متفاوت از نیکی:

 

نمونه امضای نیکی نصریان :edv.blogfa.com  نمونه امضای نیکی نصریان :edv.blogfa.com

 

منبع: " سینما روز "


لینکهای مرتبط :

۱- سریال بزنگاه


عکسهای جدید نیکی نصریان و مصاحبه ای بسیار جدید از او - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای بسیار جدید نیکی نصریان - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای جدید نیکی نصریان و مصاحبه ای بسیار جدید از او - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای بسیار جدید نیکی نصریان - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای جدید نیکی نصریان و مصاحبه ای بسیار جدید از او - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او :edv.blogfa.com - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای بسیار جدید نیکی نصریان - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای جدید نیکی نصریان و مصاحبه ای بسیار جدید از او - آنونس٬ عکس٬ مشخصات فیلمهای روز سینمای ایران - عکسهای نیکی نصریان و مصاحبه ای با او
چهارشنبه 27 خرداد1388 | 10:32 بعد از ظهر | سحروسپیده.ن | |
Design By : nightSelect.com